ره آوردهاى زيارت ائمه اطهار عليهمالسلام از ديدگاه پيامبر اكرم (ص)
تعظيم و نكوداشت بزرگان و فرهيختگان و نيز زنده نگه داشتن نام و ياد ايشان پس از مرگ، لازمه محبت، عشق و ارادت انسان به نيكىها و كمالات است و ريشه در فطرت و سرشت آدمى دارد. ناگفته عيان است كه اين عزت و احترام در مورد رهبران دينى به عنوان فرهنگ سازان و متحول كنندگان تاريخ به طريق اولى، صادق است و با اندك نگاهى به كتاب قطور تاريخ در مىيابيم كه پيش از اسلام و پس از آن هميشه قبرهاى صالحان و اولياى الهى، مورد توجه خاص و زيارت مردم بوده است و تا قرن يازدهم هجرى بين مسلمانان ـ اعم از شيعه و اهل سنت ـ هيچ گونه اختلافى در اين مسأله به چشم نمىخورد و هر دو رساله هايى در اين موضوع نگاشتهاند. در حقيقت، آنان از رهگذر زيارت اقدام به بزرگداشت مفاخر و صاحبان كمال خويش مىكردند.
افزون بر اين، روايات بسيارى نيز در متون دينى ما مسلمانان وجود دارد كه جايگاه زيارت ائمه اطهار ـ عليهم السلام ـ و فضيلت آن را در اسلام روشن مىسازد. پارهاى از اين روايات را نبى اكرم اسلام حضرت محمد مصطفى ـ صلى الله عليه و آله ـ بيان كردهاند. ممكن است در ابتداى امر اين پرسش به ذهن آدمى خطور كند كه هدف پيامبر از بيان اين گونه احاديث چه بوده است؟ چرا حضرت، مسلمانان را به زيارت افرادى تشويق و ترغيب مىكنند كه در آن زمان ـ صدر اسلام ـ هنوز اين بزرگواران پا به عرصه حيات نگذاشتهاند؟
با اندكى تأمل و درنگ در روايات مذكور، كاملا روشن مىشود كه هدف پيامبر چيزى جز هدايت مسلمانان نيست؛ چرا كه اين روايات يك نوع اتمام حجتى است از سوى پيامبر اسلام براى مسلمانان در زمينه منصب زعامت و ولايت. حضرت ختمى مرتبت با بيان اين گونه روايات به مسلمانان نشان مىدهند كه رداى امامت و رهبرى اسلام پس از ايشان، برازنده قامت چه افرادى است. اين روايات نه تنها جايگاه و منزلت واقعى پيشوايان اسلام را بيان مىكند، بلكه اين گونه روايات با بيان پاداشها و ثوابهاى دنيايى و آخرتى نهفته در زيارت ائمه اطهار ـ عليهم السلام ـ يك مشوق عظيم و قوى خواهد بود براى اظهار عشق و ارادت محبان به محبوب، براى دل دادن صميمانه دل دادگان در كوى دل دار و سرانجام براى سر سپردن سربازان فداكار در پيش سردار.
نوشته حاضر بر آن است كه در پرتو احاديث نبوى، رهآوردهاى زيارت هر يك از پنج تن آل عبا ـ عليهمالسلام ـ را مورد بررسى قرار دهد.
روايتهاى نبوى كه در زيارت ائمه اطهار ـ عليهم السلام ـ به دست ما رسيده است در يك نگاه كلى، دو دستهاند:
1 ـ روايتهاى ويژهاى كه در خصوص يكى از معصومان ـ عليهمالسلام ـ نقل شده است؛
2 ـ روايتهاى عامى كه زيارت همه ائمه اطهار عليهمالسلام را در بر مىگيرد.
روايات مربوط به فضيلت زيارت صديقه كبرى، فاطمه زهرا عليهاالسلام و اميرالمؤمنان على عليهالسلام و امام حسن و امام حسين و نيز امام على بن موسى الرضا عليهالسلام بر خلاف ساير ائمه عليهمالسلام از نوع اول است. اما اين امر هيچ دليلى بر ترجيح اين بزرگواران بر ساير ائمه اطهار عليهمالسلام از نظر پيامبر اسلام نمىشود، چرا كه در جاى خود ثابت شده است كه ائمه اطهار عليهمالسلام يك نور در چهارده رواق هستند:
«و ان ارواحكم و نوركم و طينتكم واحدة.»
زيد شحام در اين باره از امام صادق ـ عليه السلامـ پرسيد: امام حسن ـ عليهالسلام ـ افضل است يا امام حسين ـ عليه السلام ـ؟
آن حضرت در جواب فرمودند:
«ان فضل اولنا يلحق بفضل آخرنا و فضل آخرنا يلحق اولنا... خلقنا واحدة و علمنا واحد و فضلنا واحدة و كلنا واحدة... اولنا محمد و اوسطنا محمد و آخرنا محمد.»
«فضل اول ما به آخر ما و فضل آخر ما به اول ما بر مىگردد... خلقت ما يكى است، علم ما يكى است، فضل ما يكى است، همه ما در پيش خدا يكى هستيم... اول ما محمد است، وسط ما محمد است، آخر ما نيز محمد است.»
شبيه اين مطلب را عبدالرحمن بن مسلم از امام كاظم ـ عليه السلام ـ پرسيد و گفت: زيارت اميرالمؤمنان ـ عليه السلام ـ افضل است يا زيارت امام حسين ـ عليه السلام ـ يا زيارت فلان امام، فلان امام...؟ سپس يك يك امامان را نام برد.
امام كاظم ـ عليه السلام ـ در جواب فرمود:
«يا عبدالرحمن بن مسلم من زار اولنا فقد زار آخرنا و من زار آخرنا فقد زار اولنا و من تولى أولنا فقد تولى آخرنا و من تولى آخرنا فقد تولى أولنا، و من قضى حاجة لأحد من أوليائنا فكأنما قضاها لجميعنا... .»
«اى عبدالرحمن! هر كس كه اولين ما را زيارت كند، آخرين نفر ما را زيارت كرده است، چنان كه اگر آخرين ما را زيارت كند، اولين نفر ما را زيارت كرده است. هر كس ولايت اولين نفر ما را بپذيرد، ولايت آخرين نفر ما را پذيرفته است. كسى كه حاجت يكى از دوستان ما را برآورد، گويا حاجت همه ما را برآورده است... .»
بنابراين، زيارت هر كدام در حقيقت زيارت همه آنان است و از نظر فضيلت نيز يكسان است، ليكن برخى عوارض خارجى، مانند دورى راه، غربت، فشار و سختگيرىهاى حاكمان ستمگر و يا عوامل ديگرى كه ما نمىتوانيم بفهميم، سبب شده كه به زيارت برخى از امامان ـ عليهمالسلام ـ توصيه ويژهاى، يا ثواب مخصوصى ذكر كردهاند.
مفهوم زيارت
زيارت از ريشه «زور» است. اصل اين واژه به معناى ميل و عدول از چيزى است. دروغ را از اين جهت، زور گفتهاند كه مايل و منحرف از راه حق مىشود.
احمد بن فارس در ادامه مىگويد: زائر را از آن جهت زائر مىگويند كه وقتى به زيارت تو مىآيد از غير عدول مىكند و رو بر مىگرداند.
از اين رو، برخى گفتهاند: زيارت به معناى قصد و توجه است.
فيومى با توجه به اين امر، در ادامه مىگويد:
«زيارت، در عرف آن است كه انسان با انگيزه بزرگداشت كسى و انس گرفتن با او به سوى وى روى آورد.»
حال با روشن شدن مفهوم زيارت، فضيلت و رهآوردهاى زيارت پنج تن آل عبا را از ديدگاه پيامبر اكرم ـ صلى الله عليه و آله ـ در پنج بخش، مورد بررسى قرار مىدهيم.
بخش اول: زيارت نبى اكرم صلىاللهعليهوآله
عبدالله، پسر عمر از رسول اكرم صلىاللهعليهوآله نقل مىكند:
«من جائنى زائرا لاتحمله الا زيارتى كان حقا على أن أكون له شفيعا يوم القيامة.»
«هر كس به زيارت من بيايد و انگيزهاى جز زيارتم نداشته باشد، بر من لازم است كه شفيع او در روز قيامت باشم.»
متتبع بزرگ، علامه امينى رحمهالله اين حديث را از شانزده تن از محدثان و حافظان اهل سنت نقل كرده است. همچنين وى آورده است: چهل و يك نفر از بزرگان اهل سنت از عبدالله بن عمر نقل كردهاند كه پيامبر اكرم ـ صلى الله عليه و آله ـ فرموده است:
«هر كس قبر مرا زيارت كند، شفاعت من بر او واجب مىشود.»
اين عالم فرهيخته، افزون بر اين دو روايت، بيست روايت ديگر را از منابع اهل سنت نقل كرده است.
در كامل الزيارات از پيامبر اسلام اين گونه نقل شده است:
«هر كس مرا در زمان حيات و يا پس از وفاتم زيارت كند، به طور حتم در روز قيامت هم جوار با من خواهد بود.»
در جايى ديگر پيامبر اسلام در اين باره فرمودند:
«من زارنى بعد وفاتى كان كمن زارنى فى حياتى و كنت له شهيدا و شافعا يوم القيامة.»
«هر كس مرا پس از وفاتم زيارت كند، مانند كسى است كه مرا در زمان حياتم زيارت كرده است و من در روز قيامت نسبت به اين امر براى وى شهادت مىدهم و شافع او خواهم بود.»
از پيامبر اكرم صلىاللهعليهوآله نيز نقل شده است:
«هر كه مرا بعد از وفاتم زيارت كند، گويا فاطمه را زيارت كرده است.»
رهآوردهاى زيارت
رهآوردهاى زيارت پيامبر اكرم ـ صلىاللّهعليهوآلهوسلم ـ در دنيا و آخرت عبارتاند از:
1 ـ شفاعت نبى اكرم در روز قيامت
2 ـ هم جوار بودن با حضرت
3 ـ زيارت فاطمه كبرى عليهاالسلام
با توجه به روايات مذكور، در مىيابيم كه شفاعت و هم جوار بودن با پيامبر در روز قيامت نصيب فردى مىشود كه در اين دنيا توفيق زيارت حضرت را كسب كرده باشد و اين دو مسأله از اهميت بسيار بالايى برخوردار است. ميزان اهميت اين دو امر زمانى كاملا روشن مىشود كه فرد ويژگىهاى قيامت و حوادث هولانگيز و دهشت زاى آن روز را در ذهن خويش مجسم كند. حوادثى كه هر انسان مؤمنى را عميقا در فكر فرو مىبرد و لرزه به تن آدمى مىاندازد. بر پايه آموزههاى قرآن، در آن روز چنان هول و اضطرابى از حساب و كتاب دقيق الهى و بيم از رسوايى در حضور جميع خلايق و گرفتارى در عذاب دردناكى كه خلاصى از آن ممكن نيست به انسان دست مىدهد كه با هيچ بيانى قابل شرح نيست.
«و انذر هم يوم الازفة اذ القلوب لدى الحناجر كاظمين.»
«آنها را از روز نزديك (قيامت) بترسان. روزى كه از شدت وحشت جانها به گلو مىرسد و تمامى وجود آنها مملو از اندوه مىگردد.»
در آن روز هر كس چنان به خود مشغول است و در پيچ و خم اعمال خويش گرفتار، كه به ديگرى نمىپردازد، حتى پدر و فرزند كه نزديكترين رابطه را با هم دارند، هيچ كدام به فكر ديگرى نيستند:
«...و اخشوا يوما لايجزى والد عن ولده و لامولود هو جاز عن والده شيئا...»
«از روزى بپرسيد كه نه پدر جزاى اعمال فرزند خود را تحمل مىكند و نه فرزند چيزى از جزاى پدر را.»
با اين توصيف، تنها شفاعت و عنايت ائمه اطهار ـ عليهم السلام ـ است كه مىتواند انسان را از اين شرايط سخت و دشوار نجات دهد و به فردوس برين برساند؛ چرا كه خود حضرت فرمودند:
«من أتانى زائرا وجبت له شفاعتى و من وجبت له شفاعتى وجبت له الجنة.»
«هر كس به زيارت من بيايد، شفاعت من بر او واجب مىشود و هر كه شفاعت من بر او واجب باشد، فردوس بر او واجب خواهد شد.»
بايد توجه داشت كه ائمه اطهار ـ عليهم السلام ـ را مىتوان با حضور در كنار بارگاه مطهر آنان زيارت كرد هم چنان كه زيارت دور نيز مورد قبول و توصيه است اما سفارش و تأكيد روايات بر حضور زائر در كنار مزار شريف امامان بيشتر است.
اسحاق بن عمار از امام صادق ـ عليه السلام ـ روايت مىكند كه فرمود:
«مروا بالمدينة فسلموا على رسول الله ـ صلى الله عليه و آله ـ و ان كانت الصلاة تبلغة من بعيد.»
«به مدينه برويد و بر پيامبر اكرم ـ صلى الله عليه و آله ـ سلام بدهيد هر چند كه سلام و درود از راه دور به آن حضرت نيز مىرسد.»
اين حديث نشان مىدهد كه حضور زائر در كنار مزار و قبر مطهر خصوصيتى دارد. از اين رو، مورد توصيه و سفارش قرار گرفته است.
برخى از اين خصوصيتها، عبارت است از:
1 ـ بهرهمند شدن از فضاى معنوى حرمهاى شريف ـ كه محل تردد فرشتگان، ارواح انبيا و اوليا و محل تردد و تعلق ويژه روح بلند آن معصوم است ـ و دعا كردن در مظان استجابت دعا. به عنوان نمونه در روايات آمده است كه دعا در حائر حسينى (زير گنبد اباعبداللّهالحسين) مستجاب است و نيز در گروهى از روايات آمده است كه حرم پاك حضرت رضا ـ عليهالسلام ـ بهشتى است؛
2 ـ گسترش فرهنگ توحيدى و ولايت اهل بيت عصمت و طهارت ـ عليهمالسلام ـ در بين راهها و شهرهاى مسير مشاهد مشرفه.
3 ـ نشانه صداقت زائر در دوستى و علاقه به معصوم.
4 ـ ارتباط ملتها و مليتهاى مختلف و آگاهى از مشكلات، مشقات و امكانات همديگر؛
5 ـ عمل به توصيه كلى قرآن بر سير در زمين و تماشاى فرجام مجرمان:
«قل سيروا فى الارض فانظروا كيف كان عاقبة المجرمين»
6 ـ وفادارى به مقتدا و تعهد به پيمانى كه با او بسته است؛
7 ـ حرمهاى شريف امامان معصوم در طول تاريخ مركز علم، تبليغ، و ترويج دين، مبداء قيامها و نهضتها، محل پيمان بستن و هم قسم شدن براى انقلابهاى رهايى بخش و... بوده است
اين بركات جملگى از رفت و آمد و مراوده زائران ناشى مىشود.
بخش دوم: زيارت امير مؤمنان، على عليهالسلام
امام صادق عليهالسلام در خصوص زيارت اميرالمؤمنان على بن ابىطالب عليهالسلام از پدران بزرگوار خويش و ايشان از پيامبر اسلام صلىاللهعليهوآله نقل مىكنند:
«هر كه على عليهالسلام را پس از وفاتش، زيارت كند، بهشت از آن اوست.»
اسحاق بن عمار نيز در اين باره مىگويد از امام صادق عليهالسلام شنيدم كه مىفرمودند: «فرد باديه نشينى خدمت رسول خدا صلىاللهعليهوآله رسيد و به حضرت گفت: منزل من از منزل شما دور است ولى با اين همه شما را دوست دارم و مشتاق زيارت شما هستم. از اين رو سوى منزل شما روانه مىشوم اما شما را نمىيابم و فقط على بن ابىطالب عليهالسلام را پيدا مىكنم، حضرت با كلام و موعظه هايش، انيس من مىشود، سپس من (به سوى كاشانه خود) بر مىگردم و از اين كه موفق به زيارت شما نشدهام، متأسف و پشيمان هستم. پيامبر اكرم صلىاللهعليهوآله خطاب به او فرمود:
«من زار عليا فقد زارنى و من احبه فقد احبنى و من ابغضه فقد ابغضنى.»
«هر كه على را زيارت كند، در حقيقت مرا زيارت كرده است و هر كه او را دوست بدارد، در واقع مرا دوست داشته و هر كس او را خشمگين سازد، همانا مرا خشمگين ساخته است.»
سپس در ادامه به آن مرد اعرابى فرمودند: «اين پيام مرا به اقوام و نزديكان خود برسان و بدان هر كه به زيارت او برود، به طور يقين مرا زيارت كرده است و من و جبرائيل و مؤمنان صالح، پاداش دهنده او در روز قيامت خواهيم بود.»
در حديثى ديگر جابر بن انصارى از پيامبر اعظم ـ صلىاللّهعليهوآلهوسلمـ نقل مىكند:
«هر كه على بن ابىطالب را زيارت كند، همانند اين است كه فاطمه عليهاالسلام را زيارت كرده باشد.»
رهآوردهاى زيارت
رهآوردهاى زيارت حضرت على ـ عليهالسلام ـ عبارت است از:
1 ـ زائر اميرالمؤمنان، زائر پيامبر اكرم و صديقه كبرى فاطمه زهرا عليهاالسلام است؛
2 ـ پيامبر اكرم و حضرت جبرائيل و ساير مؤمنان صالح، پاداش دهنده او در روز قيامت خواهند بود؛
3 ـ بهشت، فرجام خوشايند، زائر اميرالمؤمنان است.
در اينجا، توجه به چند نكته ضرورى است:
الف: مطالب بيان شده به عنوان رهآورد زيارت، تنها فضيلت هايى است كه نبى اكرم ـ صلى الله عليه و آله ـ براى زيارت اميرمؤمنان، علىبنابىطالب، بيان كردهاند و فضايل بيان شده از سوى ساير ائمه عليهمالسلام به مراتب بيش از اين است. اما از آنجا كه موضوع اين نوشتار بررسى رهآوردهاى زيارت از ديدگاه پيامبر اسلام است پس در اين بخش و ساير بخشها تنها ديدگاه پيامبر ـ صلى الله عليه و آله ـ مورد بررسى قرار مىگيرد.
ب: در حديث اسحق بن عمار، پيامبر اكرم ـ صلى الله عليه و آله ـ بر اهميت و فضيلت زيارت امام على ـ عليه السلام ـ بسيار پافشارى مىكند؛ چرا كه از يك سو پيامبر، با تكرار جمله «من اتاه فقد اتانى» جمله «من زار عليا فقد زارنى» را تأكيد مىكند و از سوى ديگر، با بيان «ابلغ قومك هذا عنى»، اهميت اين مسئله را به مرد اعرابى نشان مىدهد.
ج: در حديث اسحاق بن عمار، پيامبر فرمودند:«من و جبرائيل و مؤمنان صالح پاداش دهنده زائر اميرالمؤمنان هستيم» ولى نسبت به نوع پاداش روشن نكردند چه پاداشى به زائر حضرت عطا خواهد شد. اين مبهم گفتن حضرت ممكن است به اين مفهوم باشد كه حضرت در روز قيامت متناسب با نياز زائر، آن چنان پاداش و ثواب عظيمى به او مىدهد كه فرد، كاملا راضى و خشنود مىشود و با دلى مطمئن روز قيامت را پشت سر مىگذارد.
بخش سوم: زيارت صديقه كبرى فاطمه زهرا عليهاالسلام
يزيد بن عبدالملك از جد خويش نقل مىكند كه روزى نزد حضرت فاطمه عليهاالسلام رفتم. حضرت پيش از من، بر من سلام كرد و فرمودند: چه چيزى سبب شده كه نزد ما بيايى؟ در جواب گفتم: طلب بركت (مرا به سوى شما روانه كرده است). حضرت صديقه ـ سلام الله عليها ـ فرمودند:
«پدرم به من خبر داد كه هر كس بر من و ايشان، سه روز سلام و درود بفرستد، خداوند متعال، بهشت را بر او واجب مىكند.»
من گفتم: آيا در زمان حيات شما و ايشان؟ حضرت فاطمه عليهاالسلام فرمودند: «بله! در زمان ما و پس از وفاتمان.»
در حديثى ديگر اميرمؤمنان، على ـ عليه السلام ـ از فاطمه زهراء ـ سلام الله عليها ـ نقل مىكند كه پيامبر به حضرت فرمودند:
«يا فاطمه! من صلى عليك غفر الله و الحقه بى حيث كنت من الجنة.»
«اى فاطمه! هر كس سلام و درود بر تو بفرستد، خداوند متعال (تمام گناهان او را)مىبخشد و او را در بهشت به من ملحق مىكند.»
امام جعفر صادق ـ سلام الله عليه ـ در حديثى كيفيت و چگونه سلام بر حضرت صديقه را توضيح مىدهند. حضرت مىفرمايند:
«هر كه به زيارت (صديقه)طاهره فاطمه زهرا ـ سلام الله عليها ـ برود و بگويد:
"السلام عليك يا سيدة نساء العالمين، السلام عليك يا والدة الحجج على الناس اجمعين، السلام عليك ايتها المظلومة الممنوعة حقها، اللهم صل على امتك و ابنة نبيك صلاة تزلفها فوق زلفى عبادك المكرمين من اهل السماوات و اهل الارضين"
آن گاه استغفار كند، خداوند او را مىبخشد و وارد بهشت مىكند.»
رهآوردهاى زيارت
با توجه به روايات مذكور، از ديدگاه پيامبر اكرم، حضرت محمد ـ صلى الله عليه و آله ـ ثمرهاى بسيار مهمى بر زيارت فاطمه زهرا ـ سلام الله عليها ـ مترتب مىشود:
1 ـ بخشش گناهان؛
2 ـ ورود به بهشت؛
3 ـ ملحق شدن به پيامبر در بهشت.
البته مترتب شدن اين امور، بدون حساب و برنامه نخواهد بود. ناگفته پيداست كه براى رسيدن به هر يك از اين امور سنخيت روحى اخلاقى و معنوى لازم است و اين سنخيت بايستى در دنيا كسب شود. اهل زيارت، توجه به مقام معصوم، تأمل در متن زيارت نامه و تلاش در تهذيب و تزكيه نفس، و مراعات آداب زيارت مىتواند در ايجاد اين سنخيت و تتميم و تكميل آن، نقش مؤثرى داشته باشد
در اينجا تذكر دو نكته، ضرورى است:
1 ـ در حديث اول، فرد براى نيل به خير و بركت به سوى خانه صديقه كبرى ـ سلام الله عليها ـ روانه شده بود. بركت در لغت به معنى پايدارى و به جاى ماندن است. با توجه به همين معناى اصلى است كه بركت را به معنى امن و اعتماد و اطمينان نيز دانستهاند. در اصطلاح اين واژه را بيشتر در معنى رشد و فزونى و سعادت به كار بردهاند. با اين توصيف، رابطه بين سؤال فرد و جواب حضرت ـ سلام الله عليها ـ روشن مىشود؛ چرا كه فرد در جستوجوى امنيت و اطمينان و سعادت در زندگى خويش بود و حضرت فاطمه زهرا ـ سلام الله عليها ـ بهترين ونابترين بركت كه همانا بهشت است و راه نيل به آن كه چيزى جز پذيرش ولايت اهل بيت ـ سلام الله عليهم اجمعين ـ نيست را به وى معرفى كردند.
2 ـ در حديث دوم، بيان شده كه يكى از رهآوردهاى زيارت فاطمه زهرا ـ سلام الله عليها ـ ملحق شدن به پيامبر ـ صلى الله عليه و آله ـ است. اهميت اين مسأله زمانى روشن مىشود كه توجه داشته باشيم در بهشت بلكه در جهنم نيز، درجات و مراتب هر يك از بهشتيان و يا دوزخيان، متفاوت است بر پايه آموزههاى دينى، چنان نيست كه بهشتيان يا دوزخيان همه در يك درجه باشند، بلكه آنها به تفاوت اعمالشان و به تناسب خلوص نيت و ميزان معرفتشان، مقامات متفاوتى دارند و اصل عدالت به طور يقين در آن دنيا، حاكم است.
خداوند متعال در اين باره مى فرمايد:
«و لكل درجات مما عملوا»
«براى هر كدام از آنها درجاتى است بر طبق اعمالى كه انجام دادهاند.»
نه تنها بهشتيان و دوزخيان در مراتب و درجات، متفاوت هستند بلكه در نوع متنعم شدن و يا عذاب شدن نيز متفاوتاند. از برخى از آيات قرآن به دست مىآيد كه همه بهشتيان از تمام نوشيدنىهاى بهشتى نمىنوشند بلكه سلسله مراتبى دارند كه به تناسب آن بهرهمند مىشوند. عالم بزرگ، محمد بن بابويه قمى در باره آيه «عينا يشرب بها المقربون» نوشته است:
«اعتقاد ما درباره بهشت اين است كه دارالبقاء و دار السلامة است و مرگ و پيرى و بيمارى و ناخوشى و زوال و زمينگيرى و هم و غم و حاجت و فقر در آن نيست...اهل بهشت همسايگان خداوند(جيران الله) و اوليا و احباى او و اهل كرامت هستند و در بهشت مرتبههاى متفاوت دارند. بعضى متنعم به تسبيح و تقديس و تكبير خداوند و همانند ملائكه هستند و بعضى به انواع خوردنىها و آشاميدنىها و ميوهها و نشستگاههاى دلپذير و مصاحبت حورالعين بهرهمندند و ولدان مخلدون (پسركان خدمتكار جاودانه)در خدمت آقا هستند... .»
بى گمان بالاترين مقام و درجه از آن اشرف مخلوقات عالم هستى حضرت ختمى مرتبت، محمد مصطفى ـ صلى الله عليه و آله ـ است و همجوارى با ايشان، رهآورد بسيارى گران بهايى است كه از رهگذر زيارت دخت گرامى پيامبر، نصيب آدمى مىشود. بسى سزاوار است كه اين مسئله را شيعيان و دل شيفتگان حضرت غنيمت بشمارند.
بخش چهارم: زيارت امام حسن مجتبى عليهالسلام
در كتاب امالى صدوق آمده است كه رسول اكرم ـ صلىاللّهعليهوآلهوسلم ـ در مورد زيارت امام حسن مجتبى ـ عليه السلام ـ فرمودند:
«هر كس او را ـ امام حسن عليه السلام ـ در بقيع زيارت كند، گام هايش در روزى كه تمام گامها متزلزل است، استوار خواهد بود.»
پيامبر اسلام در جايى ديگر خطاب به امام حسن ـ عليه السلام ـ فرمودند:
«گروهى از مسلمانان به قصد احسان و نيكى به من به زيارت تو خواهند آمد، به همين دليل، به هنگام روز قيامت، من آنها را زيارت مىكنم و اعضاى آنها را گرفته و آنان را از سختىها و گرفتارىهاى آن روز نجات مىدهم.»
در حديثى ديگر، پيامبر اسلام اين مسأله را براى زيارت امام على و امام حسن ـ عليهمالسلام ـ نيز بيان مىكند و در آن افزون بر رهايى از سختىهاى روز دهشتانگيز قيامت، هم درجه و هم رتبه شدن با پيامبر را نيز به عنوان يكى از فضيلتهاى زيارت اين بزرگواران بيان مىكند.
سيد مرتضى ـ نيز از استاد بزرگوار خويش، شيخ مفيد حديثى از پيامبر اسلام نقل مىكند كه حضرت خطاب به امام حسن مجتبى ـ عليه السلام ـ فرمودند:
«هر كه تو را پس از وفاتت و يا پدر و يا برادرت را زيارت نمايد، بهشت از آن او خواهد بود.»
علامه مجلسى رحمهالله نيز در كتاب گران سنگ بحار الانوار آورده است: امام محمد باقر ـ عليه السلام ـ فرمودند:
«رسول خدا ـ صلى الله عليه و آله ـ هر گاه به امام حسين ـ عليه السلام ـ مىرسيد، امام حسين ـ عليهالسلام ـ حضرت را مجذوب خود مىكرد از اين رو، پيامبر خطاب به اميرمؤمنان، على ـ عليه السلام ـ مىفرمودند كه او را بگيرد. آن گاه بر روى او خم مىشدند و او را مىبوسيدند و مىگريستند. امام حسين ـ عليهالسلام ـ از پيامبر پرسيد: اى پدر من! چرا گريه مىكنى؟ نبى اكرم در جواب امام حسين ـ عليهالسلام ـ فرمودند: محل (زخمهاى) شمشيرها را مىبوسم و مىگريم.»
اباعبدالله، پرسيدند: يا رسول الله! آيا من كشته خواهم شد؟
حضرت پاسخ دادند:
«بله! قسم به خدا تو و پدر و برادران، كشته خواهيد شد.»
حضرت پرسيد: آيا بارگاه و قبرهاى ما پراكنده است؟
نبى اكرم پاسخ دادند: «بله! اى فرزند دلبندم.»
امام حسين ـ عليهالسلام ـ پرسيد: پس چه كسانى از امت تو، ما را زيارت مىكند؟
پيامبر اكرم ـ صلىاللّهعليهوآلهوسلم ـ فرمودند:
«لايزورنى و يزور اباك و اخاك و انت الا الصديقون من أمتى»
«من و تو و پدر و برادرت را زيارت نمىكند مگر صديقان امت من»
رهآوردهاى زيارت
از روايات بالا استفاده مىشود كه در زيارت جگر گوشه نبى اكرم ـ صلى الله عليه و آله ـ اين ثمرات نهفته است:
1 ـ بهشت برين؛
2 ـ رهايى از سختىها و گرفتارىهاى روز قيامت؛
3 ـ هم رتبه شدن با پيامبر اكرم ـ صلى الله عليه و آله ـ ؛
4 ـ ثابت قدمى بر پل صراط در روز قيامت؛
5 ـ قرار گرفتن در زمره صديقان.
بايد توجه داشت كه واژه «صديق» صيغه مبالغه صدق است ؛ صدق در قول و عمل. صدق در عمل آن است كه عمل مطابق گفتار باشد، زيرا عمل نشان دهنده اعتقاد است و كسى كه در گفتار خود راستگو است از ضمير خود خبر مىدهد. صدق در گفتار هم آن است كه مطابق با واقع باشد و چون خود گفتار هم يك نوع عمل است، كسى كه در عمل صادق باشد فقط از آنچه كه آن را راست مىپندارد و حق مىداند خبر مىدهد. از اين رو در گفتار وى صدق خبرى و مخبرى هر دو جمع است.
از آنچه گفته شد به دست مىآيد كه صديق كسى است كه اصلا دروغ نمىگويد و كارى جز حق انجام نمىدهد. از هواى نفس پيروى نمىكند و آنچه را كه حق مىداند مىگويد و چيزى جز حق را نمىبيند. پس وى حقايق اشيا را مىبيند.
صديقان در نزد خداوند متعال داراى آن چنان مقام والايى هستند كه بر اساس گفته قرآن به كسانى كه به خداوند و پيامبران الهى ايمان مىآورند، مقام صديق عطا مىشود و به حكم خداوند ـ نه اين كه خودشان از نظر مقام با آنان برابر باشند ـ پاداشى و نورى همچون پاداش و نور آنان خواهند داشت.
از روايات مذكور اين نكته نيز به دست مىآيد كه حيات و مرگ پيامبر اكرم و امامان معصوم ـ عليهم السلام ـ يكسان است؛ زيرا زيارت دوران حيات و مرگ، اجر و آثار يكسان دارد. از اين رو، لازم است كه زائر به گونهاى در حرم شريف آنان حضور پيدا كند كه اگر زنده مىبودند، در كنارشان حضور پيدا مىكرد و زيارت در دوران مرگ بايد همان آثار و سازندگى دوران حيات را براى او داشته باشد.
توجه به اين نكته هم ضرورى است كه ثواب هايى كه در اين نوشتار بيان مىشود، جملگى بيانگر عظمت و جلالت قدر معصوم است.
بخش پنجم: زيارت امام حسين عليهالسلام
در متون روايى، احاديث فراوانى به چشم مىخورد كه جملگى بيانگر فضيلت سيد و سالار شهيدان، امام حسين ـ عليه السلام ـ است. اين روايتها از جهت تعداد و كميت و از نظر كيفيت و فضيلتى كه بيان مىكنند به گونهاى است كه آدمى را به تعجب و شگفتى وا مىدارد. در اين بخش به پارهاى از اين روايات كه از زبان مبارك پيامبر اسلام نقل شده است اشاره مىشود.
امام جعفر صادق ـ عليه السلام ـ فرمودند:
«روزى امام حسين ـ عليه السلام ـ دامن نبى اكرم ـ صلى الله عليه و آله ـ بود و حضرت با امام حسين بازى مىكردند و او را مىخنداندند. عايشه به پيامبر گفت: اى رسول خدا چقدر اين طفل را دوست دارى؟ حضرت به او جواب داد: "واى بر تو باد! چگونه او را دوست نداشته باشم و به او ابراز علاقه نكنم در حالى كه او ميوه دل و نور ديده گاه من است. امت من او را [مظلومانه] خواهند كشت و به همين دليل هر كه او را پس از وفاتش زيارت كند، خداوند ثواب يك حج، از حجهاى من را براى او مىنويسد." عايشه گفت: يك حج از حجهاى تو اى رسول خدا؟ حضرت فرمودند: "بلكه دو حج از حجهايم را" عايشه گفت: دو حج از حجهايت؟ حضرت فرمودند: "بله بلكه چهار تا".»
امام صادق ـ عليهالسلام ـ در ادامه فرمودند:
«عايشه همچنان تعجب مىكرد و پيامبر بر تعداد حجها مىافزود تا اين كه به نود حج از حجهاى رسول خدا ـ صلى الله عليه و آله ـ به همراه عمرههاى آن رسيدند.»
عبدالله بن عباس نيز در اين باره مىگويد: روزى نزد پيامبر اسلام رسيدم و ديدم امام حسن ـ عليهالسلام ـ بر دوش پيامبر است و امام حسين ـ عليهالسلام ـ بر روى پاى مبارك حضرت و پيامبر آن دو بزرگوار را مىبوسند و مىگويند: «اللهم وال من والاهما و عاد من عاداهما» آنگاه پيامبر رو به من كردند و فرمودند:
«ابن عباس روزى را مىبينم كه محاسن او (امام حسين ـ عليهالسلام ـ) به خون خويش خضاب شده است و او مردم را به سوى خود مىخواند ولى آنان دعوت او را اجابت نمىكنند. او مدد مىجويد اما هيچ كس به يارى او بر نمىخيزد.»
پرسيدم: اى رسول خدا! چه كسى چنين كارى را با او مىكند؟ حضرت فرمودند:
«بدترين افراد امتم (نمىدانم) از اين كار چه چيزى به آنها مىرسد؟ خداوند شفاعت من را نصيب آنها نكند.»
سپس حضرت فرمودند:
«يا ابن عباس من زاره عارفا بحقه، كتب الله له ثواب الف حجة و الف عمرة الا و من زاره فكانما زارنى و من زارنى فكأنما زار الله و حق الزائر على الله أن لا يعذبه بالنار، الا و ان الاجابة تحت قبته و الشفاء فى تربته و الائمة من ولده.»
«ابن عباس هر كه او را زيارت كند و نسبت به حق او شناخت و معرفت داشته باشد، خداوند متعال، ثواب هزار حج و هزار عمره را براى او مىنويسد. بدان و آگاه باش هر كس كه او را زيارت كند، پس مانند اين است كه مرا زيارت كرده و هر كه مرا زيارت كند، همانند اين است كه خداوند را زيارت كرده باشد و حق چنين زائرى بر خداوند اين است كه او را با آتش جهنم عذاب نفرمايد. بدان و آگاه باش كه برآورده شدن تمام حاجات، زير گنبد [حرم] اوست و شفا(ى تمام دردها) در خاك و تربت او [نهفته] است و تمام ائمه از نسل او هستند»
در حديثى ديگر، پيامبر اسلام در فضيلت زيارت امام حسين ـ عليهالسلام ـ فرمودند:
«من زار الحسين ـ عليه السلام ـ بعد موته، فله الجنة.»
«هر كس، حسين عليهالسلام را پس از وفاتش زيارت كند، بهشت از آن اوست.»
اميرمؤمنان، على ـ عليه السلام ـ نيز از پيامبر اكرم شنيدند كه در خصوص زائران سيدالشهداء ـ عليه السلام ـ در آخر زمان فرمودند:
«در آخرالزمان قومى مىآيد كه قبر فرزندم ـ حسين ـ را زيارت مىكنند، هر كه قبر او را زيارت كند، همانند اين است كه مرا زيارت كرده باشد و هر كه مرا زيارت كند، همانند اين است كه خداوند سبحانه و تعالى را زيارت كرده باشد. بدانيد و آگاه باشيد كه هر كه حسين را زيارت كند، مثل اين است كه خداوند را در عرش الهى زيارت كرده باشد.»
در حديث ديگرى افزون بر اين كه زائران امام حسين ـ عليه السلام ـ زائران پيامبر و خداوند سبحان قلمداد شدهاند، اجر و پاداش فوق العادهاى نيز براى آنان بيان شده است. امام صادق ـ عليه السلام ـ در اين باره فرمودند:
«در شب معراج وقتى پيامبر اكرم ـ صلى الله عليه و آله ـ شبانه به سوى آسمان رفتند ندا داده شد كه خداوند تبارك و تعالى وى را از سه چيز آگاه مىسازد. يكى از اين سه خبر درباره كيفيت كشته شدن امام حسين ـ عليهالسلام ـ بود (در آنجا)به پيامبر گفته شد:
"هر كه به سوى قبر او آيد، مورد تكريم الهى قرار مىگيرد، چرا كه زائران او ـ حسين ـ زوار تو هستند و زوار تو، زائران من و تكريم و بزرگداشت زائرانم بر عهده من است و من هر آنچه كه بخواهند به آنها مىبخشم و آن چنان اجر و پاداشى به ايشان بدهم كه هر فردى كه به اين پاداش و بزرگداشت من نگاهش بيفتد، غبطه زائر امام حسين را بخورد".»
نبى اكرم ـ صلىاللّهعليهوآلهوسلم ـ در حديثى ديگر كه امام صادق ـ عليهالسلام ـ آن را نقل مىكنند خطاب به صديقه دو عالم، حضرت فاطمه زهرا ـ سلام الله عليها ـ در مورد فضايلى كه خداوند تبارك و تعالى براى زيارات سيد و سالار شهيدان امام حسين ـ عليه السلام ـ قرار داده است مىفرمايد:
«تمام ملائكه براى مظلوميت فرزند تو مىگريند و همه اشياى عالم براى او ابراز تأسف و اندوه مىكنند. هر كه به زيارت او آيد به منزله اين است كه به حج بيت الله الحرام و عمره مفرده مشرف شده است و هيچ گاه حتى به اندازه چشم به هم زدنى از درياى بى كران رحمت الهى، دور نخواهد شد و هنگامى كه ديده از اين دنيا فرو بندد، همچون شهيد از دنيا خواهد رفت و اگر زنده بماند هم چنان در امان و پناه خداوند سبحان باقى خواهد ماند تا اين كه اين دنيا را ترك كند.»
پيامبر اكرم ـ صلى الله عليه و آله ـ در حديثى ديگر فرمودند:
«خداوند هفتاد هزار فرشته ژوليده موى غبار غم گرفته را موكل كرده است تا بر امام حسين ـ عليه السلام ـ هر روز، سلام و درود بفرستند و در حق فردى كه به زيارت حضرت، مشرف شده است دعا كنند. رئيس اين فرشتگان، فرشتهاى است كه به آن منصور گفته مىشود. از اين رو، هيچ فردى نيست كه به زيارت امام حسين ـ عليه السلامـ بيايد مگر اين كه اين فرشتگان به استقبال او در آيند و هيچ فردى نيست كه با امام حسين ـ عليه السلام ـ وداع و خداحافظى كند مگر اين كه آنهابه مشايعت او و همراهى آيند و چنان چه مريض شود، عيادتش مىكنند و اگر بميرد، بر جنازه او نماز به جا مىآورند و براى وى استغفار مىكنند.»
رهآوردهاى زيارت
رهآوردهاى زيارت امام حسين ـ عليه السلام ـ بسيار فراوان است و در يك دسته بندى مىتوان آنها را به آثار دنيايى و آخرتى تقسيم كرد. در اينجا به برخى از آثار مطرح شده در روايات نبوى، اشاره مىشود.
الف: آثار دنيايى
1 ـ عيادت كردن هفتاد هزار ملك، به هنگام بيمارى زائر؛
2 ـ نماز خواندن هفتاد هزار ملك بر جنازه زائر؛
3 ـ اجابت دعا در زير گنبد امام حسين ـ عليه السلام ـ ؛
4 ـ شهادت قلمداد شدن مرگ زائر امام حسين ـ عليه السلام ـ ؛
5 ـ غرق شدن در درياى بى كران رحمت الهى ؛
6 ـ در پناه و امان خداوند بودن.
ب: آثار آخرتى:
1 ـ زيارت رسول خدا ؛
2 ـ زيارت خداوند متعال در عرش الهى ؛
3 ـ نوشته شدن ثواب هزار حج و هزار عمره ؛
4 ـ در امان بودن از آتش جهنم ؛
5 ـ نوشته شدن هفتاد حج و عمره رسول خدا ـ صلىاللّهعليهوآلهوسلم ـ در كارنامه اعمال انسان ؛
6 ـ بهشت ؛
7 ـ رسيدن به اجر و پاداش فوق العاده ؛
8 ـ مورد تكريم الهى واقع شدن ؛
9 ـ استغفار هفتاد هزار ملك براى زائر، پس از مرگ او.
زيارت خداوند در عرش الهى
از جمله آثار زيارت امام حسين ـ عليه السلام ـ همان گونه كه گذشت، ملاقات با خداوند متعال است. حال اين پرسش مطرح مىشود كه مراد از ملاقات چيست؟ آيا اين گونه روايات را بايستى بر ظاهر آنها حمل كرد و بگوييم خداوند سبحان در قالب بدنى مادى كه با چشم سر ديده مىشود در عرش الهى، نمايان مىشود و يا مراد مفهومى فراتر از ظاهر اين روايات است و اصولا اين نوع روايات را بايستى به گونه ديگرى تفسير كرد؟
در پاسخ بايد گفت، بر پايه آموزههاى ناب شيعه، خداوند متعال هرگز داراى جسم و مكان نيست و اين گونه روايات و آيات را بايد تأويل كرد. در اين مورد چند تأويل از بزرگان و عالمان شيعه بيان شده است.
شيخ طوسى ـ رحمة الله عليه ـ كه از بزرگترين، عالمان شيعهاند در معناى اين گونه احاديث گفته است: مراد اين است كه ثواب و تكريم زائر آن حضرت ـ عليه السلام ـ در روز قيامت، همانند كسى است كه خداوند او را به آسمان برده و به عرش خود كه ـ ملائكه حامل آن هستند ـ نزديك مىكند و برگزيدگان از فرشتگان خود را به او مىنماياند، به گونهاى كه موجب تأكيد بر تكريم او مىشود. مشابه اين تعبير را مجلسى اول ـ رحمة الله عليه ـ نيز آورده است.
يك زيارت برتر از هزار حج و عمره
در متون دينى، افزون بر روايتهاى مذكور، روايات فراوانى به چشم مىخورد كه ثواب هزاران حج و عمره براى زيارت هر يك از ائمه اطهار ـ عليهمالسلامـ قرار داده است. برخى از اين روايات بيانگر اين است كه زيارت يك امام مساوى است با ثواب حج و عمرههاى كه پيامبر اسلام آنها را انجام داده است. طبق روايتهاى ديگرى، ثواب و پاداش زيارت امام معصوم ـ عليهالسلام ـ معادل با هزاران حج و عمرهاى است كه مقبول درگاه الهى واقع شده است. بر هيچ انسانى پوشيده نيست كه بهترين و نابترين حج و عمره از نظر فضيلت و كمال، حج و عمرهاى است كه يا نبى اكرم اسلام ـ صلى الله عليه و آله ـ انجام دهد و يا مورد قبول درگاه الهى واقع شده باشد. با اين توصيف، در اينجا دو پرسش، مطرح مىشود البته اين دو پرسش، اختصاص به زيارت اباعبدالله الحسين ـ عليه السلام ـ ندارد.
1 ـ چرا زيارت ائمه اطهار ـ عليهم السلام ـ برتر از هزاران حج و عمره و حتى بر پايه برخى از روايات بهتر از جهاد در راه خداست؟ به بيان ديگر، چه سرى در زيارت اهل بيت نهفته است كه اين چنين اجر و پاداش براى آن اختصاص داده شده است.
در پاسخ به اين پرسش، فقيه فيلسوفان و فيلسوف فقيهان، ملا محسن فيض كاشانى ـ رحمة الله عليه ـ مىگويد:
«رواياتى كه ثواب زيارت ائمه اطهار ـ عليهم السلام ـ را بيشتر از حج و عمره، و جهاد در راه خدا مىداند، بيش از آن است كه شمارش شود. سِرّ برترى زيارت بر اين امور آن است:
اول: هر كسى كه ادعاى مسلمانى مىكند ـ حتى اگر ناصبى باشد ـ اهل حج، عمره، جهاد و امثال آن است، در حالى كه زيارت ائمه اطهار ـ عليهم السلام ـ اختصاص به افرادى دارد كه آشناى به قدر و منزلت آنان ـ هر چند ناقص ـ و معتقد به ايشان باشند.
دوّم: حرمهاى شريف ائمه اطهار ـ عليهم السلام ـ مشهد ارواح بلند و مقدس آنان و محل حضور اشباح برزخى نوريشان است. آن ارواح بلند در حالى كه زنده، خوشحال و روزى خورده از فضل پروردگارشان هستند، در آن مكانهاى شريف حضور پيدا مىكنند [و زائر در فضايى كه روح امام معصوم ـ عليه السلام ـ حضور دارد نفس مىكشد، عبادت و راز و نياز مىكند.]
سوم: زيارت ائمه اطهار ـ عليهم السلام ـ صله و نيكى به خود آنان، رسول خدا ـ صلى الله عليه و آله ـ اميرالمؤمنان، فاطمه ـ عليهاالسلام ـ شيعيان، دوستدارانشان و بلكه نيكى به ساير انبيا و اوصياى الهى است و موجب خوشحالى آنان، اجابت دعوت، تجديد عهد با ولايت، زنده نگه داشتن مرام و غلبه بر دشمنانشان مىشود. همه اينها عبادت خداست و سبب مىشود كه انسان به فضايل و بركاتى كه نزد خداست برسد و به رضاى او دست يابد؛ زيرا خوشحال كردن مؤمن عادى اگر آن همه فضيلت و ثواب دارد، فضيلت و ثواب خوشحال كردن پيامبر اكرمـ صلى الله عليه و آله ـ و ائمه اطهار ـ عليهم السلام ـ كه از خطا و گناه معصوم هستند و خداوند آنان را امام مؤمنان پيشرو پروا پيشگان قرار داد، آسمان و زمين را براى آنان آفريد، صراط، سبيل، و راهنماى به سوى او، دروازه رحمت الهى، وسيله ارتباط بين او و بندگانش هستند و... غير قابل توصيف است.
اما حج، عمره، جهاد و مانند آن اگر چه موجب انفاق مال، ترك وطن، تحمل مشقتها و... مىشود، ليكن فضيلت اين امور در حد زيارت نيست، زيرا با آن كه عبادت الهى، اجابت امر او و موجب خشنودى خدا و اولياى او مىشود، اما آن فضايل ديگر را كمتر مىتوان در اينها يافت.»
2 ـ با اندكى تأمل و درنگ در روايات نبوى و حتى غير نبوى مشاهده مىكنيم كه براى زيارت سيدالشهداء بلكه ساير ائمه اطهارـ عليهم السلام ـ نسبت به اين كه زيارت امام معادل چند حج و يا عمره باشد، اختلاف به چشم مىخورد. از باب نمونه در خصوص زيارت اباعبدالله الحسين ـ عليه السلام ـ پارهاى از روايات نبوى، ثواب معادل با 90 حج رسول خدا به همراه عمرههاى آن و بر اساس دستهاى ديگر از روايات نبوى ثواب هزار حج و هزار عمره در جوار پيامبر اسلام، تعيين كردهاند. دستهاى ديگر از اين روايات فقط ثواب هزار حج و هزار عمره را براى اين زيارت، تعيين كردهاند. حال پرسش اين است كه علت اين اختلاف در روايات چيست؟ و چگونه مىتوان آن را بر طرف كرد؟
در پاسخ به اين پرسش بايد بگوييم كه بدون ترديد انسانها و اعمال آنها كاملا متفاوت از يكديگر است. هيچ انسانى را در اين دنيا نمىتوان يافت كه رفتار و كردار او كاملا عين انسان ديگر باشد. از اين رو، اختلاف در ميزان ثواب و فضل زيارت چه بسا بر اساس اختلاف و تفاوت اشخاص باشد.
عالم بزرگ شيعه، علامه مجلسى ـ رحمة الله عليه ـ در اين باره مىگويد:
«چه بسا، اختلاف اين گونه روايات در مقدار فضيلت و ثواب به سبب تفاوت اشخاص و اعمال و ميزان خوف و مسافت باشد، چرا كه ثواب هر عمل خير و نيكو، متناسب با مرتبه اخلاص، معرفت، تقوا و ساير شرايطى كه سبب كمال عمل مىشود، از ديگر كارهاى خير متفاوت است و شايد اين اختلاف در ثواب به اين سبب باشد كه اصولا ائمه اطهار ـ عليهم السلام ـ با مردم به اندازه فهم و درك آنها، صحبت مىكردند و از روايات به دست مىآيد كه احوال فرد پرسشگر را در ضعف و شدت ايمان ملاحظه مىكردند تا كلام آنها سبب انكار و كفر او نشود.»
فلسفه اين همه پاداش و ثواب
با بررسى، آموزههاى دينى به آسانى در مىيابيم كه ثواب و پاداشى كه خداوند متعال براى زائر سيدالشهداء ـ عليه السلام ـ در نظر گرفته است آن چنان فراوان است كه انسان را به تعجب و شگفتى وا مىدارد و با قطع و يقين مىتوان ادعا كرد كه در زيارت امام رضا و امام حسين ـ عليهماالسلام ـ بعضا اجر و پاداشى بيان شده است كه در زيارت هيچ يك از ائمه اطهار ـ عليهم السلام ـ آن اجر و پاداش، ديده نمىشود. حال ممكن است اين پرسش در ذهن هر انسانى مطرح شود كه چرا خداوند متعال اين همه ثواب و پاداش را به زيارت امام رضا و امام حسين ـ عليهماالسلام ـ اختصاص داده است؟ چگونه مىشود خداوند سبحان اين همه ثواب كه به شمارش نمىآيد به زائران بدهد؟
ممكن است براى اين پرسش پاسخهاى گوناگون و متعددى وجود داشته باشد ولى به هر صورت، بيان تشرف سيد بحرالعلوم ـ رحمة الله عليه ـ به محضر شريف حضرت امام عصر ـ عليه السلام ـ در اينجا خالى از لطف نيست.
سيد بحر العلوم ـ رحمة الله عليه ـ به قصد تشرف به سامرا تنها به راه افتاد در بين راه درباره اين مسأله كه گريه بر امام حسين ـ عليه السلام ـ گناهان را مىآمرزد، فكر مىكرد. در اين هنگام شخص عربى سوار بر اسب به او رسيد و سلام كرد. بعد رو به سيد كرد و پرسيد:
«جناب سيد! درباره چه چيزى به فكر فرو رفتهاى و در چه انديشهاى؟ اگر مسأله علمى است بفرماييد شايد من هم اهلش باشم.»
سيد بحر العلوم عرض كرد:
در اين باره فكر مىكنم كه چطور مىشود خداوند متعال اين همه ثواب به زائران و گريه كنندگان حضرت سيدالشهداء ـ عليه السلام ـ مىدهد. مثلاً در هر قدمى كه در راه زيارت بر مىدارند ثواب يك حج و يك عمره در نامه اعمالشان مىنويسند و براى يك قطره اشك تمام گناهان صغيره و كبيره شان آمرزيده مىشود؟
سوار عرب فرمود:
«تعجب نكن من براى شما مثالى مىآورم تا مشكل حل شود.»
سلطانى به همراه درباريان خود به شكار مىرفت. در شكارگاه از لشكريان دور شد و به سختى فوق العادهاى افتاد و بسيار گرسنه شد. خيمهاى را ديد وارد آن خيمه شد. در آن سياه چادر پيرزنى با پسرش زندگى مىكرد آنان بزشيردهى داشتند و از مصرف شير اين بز زندگى خود را مىگذراندند، وقتى سلطان وارد شد او را نشناختند ولى براى پذيرايى از ميهمان، بز را سر بريدند و كباب كردند ؛ چون چيز ديگرى براى پذيرايى نداشتند.
سلطان شب را همان جا خوابيد و روز بعد از ايشان جدا شد و هر طورى بود خودش را به درباريان رسانيد و جريان را براى اطرافيان نقل كرد.
در نهايت از ايشان سؤال كرد: اگر من بخواهم پاداش مهمان نوازى پيرزن و فرزندش را داده باشم چه عملى بايد انجام بدهم؟
يكى از حضار گفت: به او صد گوسفند بدهيد.
ديگرى كه از وزيران بود گفت: صد گوسفند و صد اشرفى بدهيد.
يكى ديگر گفت: فلان مزرعه را به ايشان بدهيد.
سلطان گفت: هر چه بدهم كم است ؛ زيرا اگر سلطنت و تاج و تختم را هم بدهم آن وقت مقابله به مثل كردهام، چون آنها هر چه را داشتند به من دادند، من هم بايد هر چه دارم به ايشان بدهم تا سر به سر شود.»
بعد سوار عرب به سيد فرمود:
«حالا جناب بحرالعلوم حضرت سيدالشهداء ـ عليه السلام ـ هر چه از مال و منال و اهل و عيال و پسر و دختر و برادر و خواهر و سر و پيكر داشت همه را در راه خدا داد، پس اگر خداوند به زائران و گريه كنندگان آن حضرت اين همه اجر و ثواب بدهد، نبايد تعجب كرد؛ چون خدا كه خدايى اش را نمىتواند به سيدالشهداء بدهد، پس كارى را كه مىتواند انجام مىدهد، يعنى با صرف نظر از مقامات عالى خود امام حسين ـ عليهالسلام ـ به زوار و گريه كنندگان آن حضرت هم درجاتى عنايت مىكند، و در عين حال اينها را جزاى كامل فداكارى آن حضرت نمىداند.»
وقتى شخص عرب اين مطالب را فرمود از نظر سيد بحرالعلوم ناپديد شد.
زيارت با معرفت
يكى از مسائلى كه فراوان مورد تأكيد و سفارش معصومان ـ عليهمالسلام ـ است معرفت معصوم و آگاهى از منزلت اوست. در روايات بسيارى، معرفت و آگاهى، شرط كمال زيارت حضرت سيدالشهداء ـ عليهالسلام ـ بلكه ائمه اطهار ـ عليهم السلام ـ قلمداد شده است.
هند حناط مىگويد: از امام صادق ـ عليه السلام ـ شنيدم كه فرمود:
«هر كس حسين ـ عليه السلام ـ را زيارت كند در حالى كه عارف به حق وى باشد و او را امام خود برگزيند، خداوند گناهانش را مىآمرزد.»
امام كاظم ـ عليه السلام ـ نيز كمترين پاداش زيارت قبر حسين ـ عليهالسلام ـ را آمرزش گناهان معرفى كرده است ليكن به شرط آن كه زائر، عارف به حق امام، احترام و ولايت وى باشد.
در حديثى ديگر ايشان در مورد زيارت على بن موسى الرضا ـ عليهالسلام ـ فرمودند:
«... هر كس امام رضا ـ عليه السلام ـ را(كه در شهر غريب از دنيا مىرود) زيارت كند در حالى كه تسليم امر او و عارف به حقش باشد، در پيشگاه الهى از منزلت شهداى بدر برخوردار است.»
سِرّ اين كه توصيه كردهاند، زيارت زائر با معرفت باشد آن است كه آنچه مايه كمال زيارت مىشود، معرفت و شناخت مقام و موقعيت معصوم است، نه اعمالى بى روح و همراه با غفلت و ناآگاهانه. ثوابهاى آخرت و آثار دنيايى كه در روايات آمده، بر زيارت واقعى مترتب است. يعنى جايى كه ارتباط معنوى با معصوم برقرار شود و منشأ تحول در زائر شود نه بر سياحت و زيارت جسمى و صورى.
شاهد اين ادعا كلام بزنطى است كه مىگويد: در نامه حضرت ثامن الحجج، على بن موسى الرضا ـ عليه السلام ـ خواندم كه فرمود: اين پيام را به شيعيان ما برسانيد كه زيارت من در پيشگاه الهى با هزار حج برابرى مىكند. (تعجب كردم از اين رو)به امام جواد ـ عليه السلام ـ گفتم: واقعا با هزار حج برابرى مىكند؟ فرمود:
«آرى! به خدا سوگند با هزار هزار (يك ميليون) حج برابرى مىكند (ليكن) براى كسى كه همراه با معرفت زيارتش كند.»
با اين توصيف كاملا روشن مىشود، كه معرفت و آگاهى شرط كمال زيارت ائمه اطهار ـ عليهم السلام ـ است. البته اين كه امام معصوم ـ عليهالسلام ـ داراى چه شخصيتى است معرفت او چگونه ممكن است، حق او چيست؟ مطالبى است كه بحثهاى طولانى طلب مىكند ليكن به طور خلاصه مىتوان گفت: بر اساس روايات متعدد، زيارت با معرفت يعنى اعتقاد به اين كه معصوم مثلاً امام رضا ـ عليهالسلام ـ هشتمين حجت خداست و پس از او چهار معصوم ديگر نيز خواهد آمد.
در ميان موجودات عالم، انسان اشرف مخلوقات است و در ميان انسانها، انسان كامل معصومان ـ عليهمالسلام ـ هستند، كه داراى جامعيتى هستند كه هيچ موجودى به جامعيت آنان نخواهد بود.
جامعيت عينى و علمى اهل بيت نبوت و امامت ـ عليهمالسلام ـ به عنوان انسان كامل به اين معناست كه اول: هر كمال ممكن را واجدند، دوم: هر چه را دارا هستند، مصون از عيب و نقص است، سوم: هر چه را در مرحله حدوث واجد بودند در مرحله بقاء نيز دارا خواهند بود. اين مقام جمعالجمعى را مىتوان از عديل بودن آنان با كتاب بى بديل الهى، يعنى قرآن، استنباط كرد. رسول اكرم ـ صلى الله عليه و آله ـ طبق نقل محدثان شيعه و سنى فرمود:
«انى تارك فيكم الثقلين ما ان تمسكتم بهما لن تضلوا بعدى، احدهما اعظم من الاخر: كتاب الله، حبل ممدود من السماء الى الارض و عترتى اهل بيتى، و لن يفترقا حتى يردا على الحوض فانظروا كيف تخلفونى فيهما.»
مخاطبان اين پيام، وارثان تمدن غنى و قوى اسلام در پهنه زمان و گسترده زميناند. يعنى نه نسل هيچ عصرى و زمانى از آن توصيه سعادت آفرين مستثناست و نه مردم هيچ عصر و ديارى از آن جدا خواهند بود.
چنين وصيت فراگيرى نشان از هماهنگى كامل تكوين انسانى و تدوين الهى است، به طورى كه همه مردم روى زمين تا بامداد معاد، در بخش علم و عمل، نيازمند به رهنمود و رهبرى قرآن و عترت هستند و هيچ مكتبى تا شامگاه تاريخ بشرى پديد نمىآيد جز آن كه لازم است جهان بينى و جهان آرايى آن به قرآن و عترت ـ عليهم السلام ـ عرضه شود و پاسخ نفى يا اثبات آن از ثقلين استنباط شود.
چنين آگاهى و معرفت در مقام و منزلت امام مىتواند زمينه اطاعت و تسليم در مقابل اوامر و نواهى معصوم را كه همان فرمان خداست، فراهمكند.
امام صادق ـ عليه السلام ـ از فضيلت زيارت عارفانه امام رضا ـ عليهالسلام ـ سخن گفت. حمزة بن حمران پرسيد: قربانت گردم منظور از معرفت حق او چيست؟ حضرت فرمود:
«اين كه بداند او واجب الاطاعة، غريب و شهيد است (و براى تبليغ دين، هدايت مردم و پايدارى و استقامت در راه حق، غريبانه به شهادت رسيده است).»
زائر زمانى عارف به حق امام است و به ولايت و حرمت وى آگاهى دارد و از او پيروى مىكند كه او را معصوم، افضل و اعلم از ديگران، جانشين رسول خدا ـ صلى الله عليه و آله ـ و منصوب از جانب خدا بداند. اوامر و دستورهايش را اوامر الهى بشمارد، تبعيت از وى را در تمام امور زندگى واجب بداند با پيروى از سنت او خط سير زندگى خود را ترسيم كند. از خداوند متعال مىخواهيم كه ما را از زمره عارفان به ائمه اطهار ـ عليهم السلام ـ و حق آنان قرار دهد:
«اسئلك أن تدخلنى فى جملة العارفين بهم و بحقهم.»
از آنچه كه گذشت، به دست مىآيد كه معرفت و آگاهى شرط كمال زيارت است و آثار دنيايى و آخرتى كه در روايات بيان شده است، متوقف بر آن است، ولى در اينجا نبايد اين نكته را از ذهن دور داشت كه اين مسئله به اين معنا نيست كه اگر فردى بدون معرفت به زيارت امام معصومى مشرف مىشود از زيارت هيچ بهرهاى نبرد. به نظر مىآيد زيارت اهل بيت ـ عليهم السلام ـ و لو بدون معرفت آثار وضعى بسيار مثبتى براى روح و جسم در بر دارد. از سوى ديگر، اهل بيت عصمت و طهارت و خداى ايشان بسيار كريمتر و بزرگوارتر از اين هستند كه فقط به زائر عارف، پاداش و اجر بدهند. عبادت و سيره اهل بيت، نيكى و احسان به دوستان بلكه به دشمنان خويش بوده است: «عادتكم الاحسان و سجيتكم الكرم» از اين زائرى كه به پابوسى امامى مشرف شده است و لو عارف به حق امام نباشد باز اين بارقه اميد هست كه اهل بيت ـ عليهم السلام ـ اجر و پاداشى در خور فرد به او عبادت كنند.
از ديگر دلايل اختلاف روايات درباره ثواب زيارت ائمه آن است كه ظرفيت مخاطبان مختلف بوده است و نيز گاه در زمان صدور روايت مطلب جا افتاده نبوده بعدها كه زمينه توضيح فراهم شده، حقايق بيشترى گفته شده است.
حسين رحمانى
نوشته شده توسط رحمانی در ساعت 12:22 موضوع | لینک ثابت
www.chiizar.ir

فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
سایر امکانات

_____________
دعاي پيامبر(ص) هنگام رويت هلال رمضان
دعای امام علی(ع) هنگام رؤيت هلال رمضان
دعاي امام سجاد(ع) هنگام حلول ماه رمضان
خطبه پيامبر(ص) در روز آخر شعبان
امام عصر(ع)ازمنظرپروفسورهانری كربن
فدك؛ مزرعهای به وسعت تاريخ اسلام(١)
فدك؛ مزرعهای به وسعت تاريخ اسلام(٢)
قيام مختار و انتقام خون شهدای
کربلا (قسمت١)
قيام مختار و انتقام خون شهدای
کربلا (قسمت٢)
تاريخ حرم ائمه بقيع و جنايات وهابيت (١)
تاريخ حرم ائمه بقيع و جنايات وهابيت (٢)
تاريخ حرم ائمه بقيع و جنايات وهابيت (٣)
پرسش و پاسخ خواندنی امام صادق(ع)
POWERED BY